روایت عقاب شدن ...
-
تاریخ: 1396/4/28 ساعت: 23:05
چرا عدالت ؟! چرا شایستگی ؟! چرا حسانیت ؟! چرا سوژه بودگی ؟! چرا رحلت ؟! اصلا چرا زندگی ؟!! باز سه شنبه شد و چرایی ها در ذهنم می جوشد ..... من کیستم ؟ اصلا مگر منی وجود دارد ؟! مطلق کلمه چیست ؟! آیا کلمه ایست که همگان می پذیرند پس چرا یک تعریف واحد از آن ندارند ؟! چرا زاویه ی
روایت رابطه ی امرممکن با خواست ...
-
تاریخ: 1396/4/28 ساعت: 23:05
تا چه میزان ممکن است امورمان را پیش ببریم ؟ رابطه ی امرممکن با خواست .... تمام مکاتبی که ایجاد شده است ، می خواستند خواست بشر را در ساختار خود متحول کنند تا بشر به حکم انسانی تصمیم بگیرد حصارهای خود را بشکند و ابر انسانی شود تا برخواست حرکت کند نه درخواست .... درخواست ، حصار و بند و زنجیری است که
روایت روانکاوی ...
-
تاریخ: 1396/4/28 ساعت: 23:05
روانکاوی بود کاویدن جان بجوشد از دل زیگموند و لاکان روانکاوی نهاد است و لیبیدو نه امثال مکانیزم ها و ایگو لیبیدویی که زندگی و مرگ است برا زیگموند فروید سیگار برگ است روانکاوی نمود هرچه غایب شکست سایه و خودهای کاذب عبور از لایه های ناخودآگاه درون کاویدن و از خود ، تو آگاه گذر کردن ز تثبیت و رکود
روایت پاییز ...
-
تاریخ: 1396/4/28 ساعت: 23:05
آسمان پاییزی نوید روزی بارانی را می داد .... در میان صداهای گوش خراش و ازدحام فشرده در هم شهر، که خود دهشت و دستپاچگی است ، به سوی میدان در حرکتم .... به سمت آن میدانی که اولین ایستگاه اتوبوس هاست .... برای داشتن جایی برای نشستن ، بهترین جا اول خط است .... اولین ایستگاه .... نقطه های سیاه ، بر رو